الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : محمد رضا مرواريد )

60

نخستينها ( فارسى )

دست ديگران باشد ، آن را دست به دست خواهيد كرد . « 1 » گويم : شگفتا كه برادران ما براى درستى خلافت آن سه تن ، تأييد اميرالمؤمنين ( ع ) را گواه مىآورند ، غافل از اين كه تأييد حضرت به دنبال تهديد به مرگ او و شيعيانش بوده است . در ماجراى بيعت مردم با اميرالمؤمنين ( ع ) روايت شده كه وقتى طلحه بيعت كرد ، حبيب بن ذؤيب نگاهى به او انداخت و گفت : اولين دستى كه بيعت آغازيد ، دستى شَل بود ؛ اين ماجرا به سرانجام نمىرسد ! « 2 » اميرالمؤمنين ( ع ) : رسول خدا ( ص ) به من فرمود : تو اولين كسى هستى كه به بهشت وارد مىشوى . پرسيدم : اى رسول خدا ! آيا پيش از شما وارد خواهم شد ؟ فرمود : آرى ؛ همان گونه كه در دنيا پرچم من در دست تو است ، در آخرت نيز تو پرچمدار من هستى ؛ و چنين كسى پيش‌تر است . گويا تو را مىنگرم كه رايت من را كه پرچم حمد است در دست دارى و آدم و ديگران در زير آن هستند ، و به بهشت اندر مىشوى . « 3 » يكى از قريشيان پيامبر ( ص ) را پرسيد : با اين كه شما پس از همه‌ى پيامبران برانگيخته شده‌ايد و پايان‌بخش آن‌ها هستيد ، چرا پيش‌تر از همه باشيد و از آنان برتر شمرده شويد ؟ فرمود : من نخستين كسى بودم كه به پروردگارش ايمان آورد و نخستين كسى كه بودم كه در هنگام پيمان گرفتن از پيامبران ، پاسخ داد . وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا « 4 » « و آنان را بر خودشان گواه گرفت : آيا من پروردگار شما نيستم ؟ گفتند : چرا . » پس من اولين پيامبرى بودم كه آرى گفتم ؛ بنابراين ، من در اعتراف به خداى عزوجل بر آنان پيشى گرفته‌ام . « 5 »

--> ( 1 ) . تاريخ الامم و الملوك 3 / 297 ( 2 ) . همان 4 / 428 و 435 ( 3 ) . علل الشرائع 1 / 173 ( 4 ) . اعراف 172 ( 5 ) . علل الشرائع 124 .